ali00007![]() ali00007![]() تعداد ارسالي :1060
عضويت :16 /5 /1394
تشکر :418
تشکر شده :475
محل زندگي :شیراز
سن :21
|
طنز تاس که اصلا نمیچرخید
تفاوت های فرهنگی باخت در ایران و اروپامربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی میخورد. مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصتها استفاده کرد.مربی تیم بازنده والیبال در ایران:تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمیدانم فدراسیون خجالت نمیکشد از این وضع توپ. داور اول هم بی شعور بود. من واقعا متاسفم برای این ورزش. مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک میگم.مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:تاس که اصلا نمیچرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به ما نیش میزدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره میکنند! خاک بر سر ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودرهبازیها تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچههای ما فحش داد و خاک… مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیکها به درستی اجرا بشه.مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل تکون میخورد. بازیکنان حریفهم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا نمیشد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمیدونم واسه چی اصلا ما مسابقه برگزار میکنیم. مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)
مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود
نبود دندان، لابَل چراغ تابان بود همان که درمان باشد، به جای درد شود و باز درد، همان کز نخست درمان بود کهن کند به زمانی همان کجا نو بود و نو کند به زمانی همان که خُلقان بود بَسا شکسته بیابان، که باغ خرم بود و باغ خرم گشت آن کجا بیابان بود همی چه دانی؟ ای ماهروی مشکین موی که حال بنده از این پیش بر چه سامان بود؟! شد آن زمانه، که او شاد بود و خرم بود نشاط او به فزون بود و غم به نقصان بود تو رودکی را، ای ماهرو!، کنون بینی بدان زمانه ندیدی که این چنینان بود کُنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم عصا بیار، که وقت عصا و انبان بود |
پنجشنبه 17 دی 1394 - 12:36
![]() |